نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدند ،
من هیچ نگفتم
زیرا من کمونیست نبودم .
بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند ،
من هیچ نگفتم
چون من عضو سندیکا نبودم .
سپس برای گرفتن کاتولیک ها آمدند ،
من باز هم هیچ نگفتم
چون من پروتستان بودم .
و سرانجام برای گرفتن من آمدند ،
دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود ! ...
|
دوستان سبز من ! خشونتی که در روز عاشورا در خیابان ها از سوی مردم سر زد ، هم کمی طبیعی و حتا شاید " لازم " بود و هم تا اندازه ی زیادی ناگزیر و برای دفاع از خود و زنده ماندن . ولی وای اگر این خشونت عادی بشه و دائمی . وای اگه ما تو دامی بیفتیم که جناح حاکم و تفکر پشت سر آن می خواهد . وای اگه ما هم چون مصباح یزدی فکر کنیم . اگه چنین اتفاقی بیفته ، اولین چیزی که در این ماجرا قربانی میشه روح سبز و ایرانی جنبش ماست و این خواست کسانی است که با ذوق زدگی و دست پاچگی ، در روزنامه ها و صدا و سیمایشان بر طبل در گیری و خشونت و چنین مفاهیمی می کوبند . کسانی که مدام در پی تلقین این مسئله با ما و جهانیان هستند که جنبش سبز هم خشن شده و جنبش سبز هم می زند و می کشد و تخریب می کند و به آتش می کشد و ...
فکر می کنید اگه ما نیز در مقابل سرکوبگران دست به خشونت ورزی و مقابله به مثل بزنیم ، پیروز خواهیم شد؟ و آیا در صورت پیروزی ، به آزادی خواهیم رسید ؟ کدام کشور و کدام جامعه از چنین راهی به آزادی و دموکراسی رسیده است ؟
از نظر منطقی و نظامی که نمی توان در مقابل نیروی نطامی ای مسلح و بی رحم و مبتنی بر ایدئولوژی مذهبی خشن پیروز شد و حتا در صورت پیروزی احتمالی با چنین انقلاب خونینی آیا انتظار داریم که به آزادی برسیم ؟ بر فرض محال ، اگر هم پیروز شویم ، مگر نه این است که هر کس از ما هم که موقتا اداره ی مملکت را بدست بگیرد ، در مقابل مردمی با افکار و قومیت هایی متفاوت و دارای عقده هایی فراوان از سالها خفقان و سرکوب و در ضمن همگی مسلح ، مجبور به دیکتاتوری و آرام کردن جامعه به هر روش ممکن خواهد بود . آیا این است آنچه که ما می خواهیم ؟ فقط تعویض نوع دیکتاتوری ؟!
نه ! ما دنبال آزادی و آسایش و صلح هستیم . ما در افق نگاهمان ایرانی را می بینیم که در آن هر ایرانی بدون در نظر گرفتن دین و عقیده اش ، نژاد و قومش ، رنگ و زبانش و همچنین ظاهر و پوشش به راحتی در آن زندگی کند و بتواند حرفش رابزند و در سرنوشت خود و کشورش سهیم و اثرگذار باشد .
شاید این چنین جامعه ای ، یه اتوپیا به نظر بیاید ، ولی به هر حال افق دید من و کسانی چون من است . و این چنین چیزی با عجله و خشونت ورزی و جنگ بین انسان ها بدست نمی آید .
به نظر من یکی از مهمترین کارهایی که سبزها در این روزهای نسبتا آرام تر ( نسبتا آرام و نه کاملا آرام ) باید بکنند ، شرح و تبیین لزوم پرهیز از خشونت و درگیری است . در هنگام درگیری و تظاهرات ، جایی برای بحث و تبادل نظر در باره ی چنین موضوعاتی نداریم ، اما چنین روزهایی که هم ما و هم سرکوبگران در حالت آماده باش هستیم ، زمان لازم برای چنین حرف هایی وجود دارد .
این درگیری ها و خشونت ها اگر نهادینه شود و بصورت عادت در بیاید به نفع ما و جنبش سبز نیست و در خارج از ایران و رسانه های جهان آزاد هم بازتاب خوبی برای ما ندارد .
یادمان باشد که یک دیکتاتوری ( بویژه نوع ایدئولوژیک آن ) ، با زور اسلحه و سنگ و خشونت از بین نمی رود ؛ شاید از نوعی به نوعی دیگر تغییر کند ولی از بین نخواهد رفت . برای از بین بردن دیکتاتوری ، باید زمینه و تفکر آنرا ضعیف کرد و از بین برد باید با استقامت ، پایداری ، اعتراض و پوک کردن آن از داخل ، آنرا از پای دراورد و این همان کاری است که در طی ماه های گذشته جنبش سبز انجام می داد .
به هر حال امیدوارم که روزی در مملکتی آزاد و آرام و دور از خشونت و در کمال شادی زندگی کنیم . به امید آن روز !
این روز ها خیلی نگرانم . بویژه بعد از وقایع رخ داده در روز عاشورای امسال .
درسته که اون اندازه خشونتی که از مردم دیده شد ، قابل جلوگیری نبود و حتا حق مردم بود و در اصل عامل بوجود آمدنش ، خود حکومت و نیروهای امنیتی حاضر بودند ، ولی با توجه به آنچه من دیدم و واکنش های پس از آن از سوی حکومت و با توجه به بهره برداری صدا و سیمای " خوب ، نازنین ، راستگو ، با ادب و بی طرف " ما و با توجه به اینکه اگه این خشونت در مردم ادامه پیدا کنه ( ببینید که چگونه حکومت و رسانه های وابسته به آن ، دو طرف را به این خشونت و کینه ورزی تشویق می کنند ) ، نتیجه ی ماجرا ، اصلا خوب نخواهد بود و این داستان به ضرر جنبش سبز مردم و آینده ی این سرزمین خواهد بود .
امیدوارم آنچه من می پندارم ، نشود و آنچه می شود به سود ایران و ایرانیان باشد و در راستای رسیدن به یک جامعه ی آزاد ، تهی از خشونت و کینه ، بدون تعصبات قومی و نژادی و مذهبی ، بدون حضور هیچ گونه دیکتاتوری ( با هر اسم و هر شکل ) ، با حق اتنخاب برای مردم در همه ی جنبه های زندگی فردی و جمعی شان . بدون دخالت هر گونه مذهبی در حکومت و ...
همیشه سبز باشیم !
فکر می کنم که فعلا همین مقدار برای افتتاحیه کافیه . حیف که مراسم کلنگ زنی نداره !
پس تا بعد ، فعلا یا حق !![]()
رامتین